لَعَلَّهُفرهنگ واژگان قرآنانتظار می رود كه او- امید است که او-گویا او (البته اميد و آرزو از ناحيه خداي تعالي واجب الوقوع است ،يعني هر چه را خدا در بارهاش اميدوار شود ،آن خواهد شد. پس جمل
لَعَلَّهُمْفرهنگ واژگان قرآنانتظار می رود كه آنها- امید است که آنها-گویا آنها (البته اميد و آرزو از ناحيه خداي تعالي واجب الوقوع است ،يعني هر چه را خدا در بارهاش اميدوار شود ،آن خواهد شد.
عَقِبِهِفرهنگ واژگان قرآنذريه و فرزندانش ( در عبارت "جَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ")
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن علی بن احمد محلی معروف به ابن زنبل رمال . او راست : الذهب الابریز المحرر فی انتفاء [ کذا و لعله ؛ انتقاء ] علم الرمل و الاثر.
ابوعبدالرحمنلغتنامه دهخداابوعبدالرحمن . [اَ ع َ دِرْ رَ ما ] (اِخ ) ابن ابی اللیث بخاری . او راست : ذکر الصالحین . [ کذا ] و لعله ذکری الصالحین .
دخنلغتنامه دهخدادخن . [ دَ خ َ ] (ع اِ) دود. || تیرگی : و هدنة علی دخن ؛ ای سکون لعلة لایصلح . || کینه . || بدخلقی . || جوهر شمشیر. || تغییر عقل و دین . || تغییر حسب . (منتهی ا
اخت فضیل بن عبدالوهابلغتنامه دهخدااخت فضیل بن عبدالوهاب . [ اُ ت ُ ف ُ ض َ ل ِ ن ِ ع َ دِل ْ وَهَْ ها ] (اِخ ) خواهر فضیل . شیخ جمال الدین ابوالفرج عبدالرحمان بن علی جوزی او را در زمره ٔ برگزیدگ