لَا هُمْ يَحْزَنُونَفرهنگ واژگان قرآننه آنها اندوهگين مي شوند - آنها اندوهگين نمي شوند(حزن:اندوهي که بر دل سنگيني کند ، از امري واقع شده ، و چه از آنکه بخواهد واقع شود)
لَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَفرهنگ واژگان قرآننه از آنان مي خواهند كه عذر خواهي كنند (عتب به معناي غضب و حزن است ، وقتي گفته ميشود : فلاني بر فلاني عتب کرد معنايش اين است که غم او را خورد ، و اگر برگردد و د
لوحش الغتنامه دهخدالوحش ا. [ ل َ ح َ شَل ْ لاه / ل َه ْ ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی ، صوت مرکب ) در اصل لا اَوْحَشَه ُ اﷲ بود و معنی آن ، وحشت نداد او را اﷲتعالی . فارسیان در وقت تع
خلفلغتنامه دهخداخلف .[ خ َ ] (ع اِ) سپس . نقیض قدام . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). پشت . وراء. (یادداشت بخط مؤلف ) . || بعد. پس . (منتهی
مفازةلغتنامه دهخدامفازة. [ م َ زَ ] (ع اِمص ) پیروزی . (مهذب الاسماء). رهایی . (منتهی الارب ).رهایی . نجات . (ناظم الاطباء). رستگاری : و ینجی اﷲ الذین اتقوا بمفازتهم لایمسهم السو
صلاة حاجتلغتنامه دهخداصلاة حاجت . [ ص َ ت ِ ج َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) نماز حاجت . نمازی که خواندن آن بهنگام درخواست حاجتی از خدا سنت است . مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: در مشک
بللغتنامه دهخدابل . [ ب َ ] (ع حرف ) حرف اضراب است و هرگاه پیش از جمله ای بیاید حرف ابتداء باشد و مفهوم آن باطل کردن معنی ماقبل خود است چون «أم یقولون به جنة، بل جأهم بالحق