لَوِفرهنگ واژگان قرآناگر- چه مي شد (علت حركت گرفتن واو آن تقارنش با ساكن يا تشديد كلمه بعد بوده است.در عبارت "و لو انهم رضوا ما اتيهم الله و رسوله ... "کلمه لو براي آرزو است ، و جم
لَوْفرهنگ واژگان قرآناگر- چه مي شد - کاش می شد (در عبارت "و لو انهم رضوا ما اتيهم الله و رسوله ... "کلمه لو براي آرزو است ، و جمله به اين معنا است : چه ميشد که ايشان آنچه را که خدا
استلزاملغتنامه دهخدااستلزام .[ اِ ت ِ ] (ع مص ) لزوم . وجوب . || شبهه ٔ استلزام ؛ قاضی عبدالنبی بن عبدالرسول الاحمدنگری در کتاب جامعالعلوم مشهور به دستورالعلماء آرد: شبهةالاستلزام
لیثلغتنامه دهخدالیث . [ ل َ ] (اِخ ) ابن مظفربن نصربن سیار. صاحب خلیل و مؤلف کتاب العین و آنگاه که لغویین لیث مطلق گویند مراد همین کس است ، چنانکه جوالیقی در المعرب و جز آن .
ارثلغتنامه دهخداارث . [ اِ ] (ع مص ) میراث یافتن . (تاج المصادر بیهقی ). میراث بردن : انا نحن نرث الارض و من علیها و الینا یرجعون . (قرآن 40/19). بعضی بطریق ارث دست در شاخی ضعی
استعارةلغتنامه دهخدااستعارة. [ اِ ت ِ رَ ] (ع مص ) استعارت . بعاریت خواستن چیزی را. (منتهی الارب ). عاریت خواستن . (تاج المصادر بیهقی ). || تنها شدن . انفراد. یقال : استعور؛ اذا ان