لوچیلغتنامه دهخدالوچی . (حامص ) حالت و چگونگی لوچ . کژچشمی . دوبینی . احولی . حَوَل . چپی . دوبینندگی . کلاژکی . کج بینی . لوشی .
لوچیstrabismus, heterotropia, manifest deviationواژههای مصوب فرهنگستانهرگونه انحراف از همسویی کامل چشمها
لوچیدهلغتنامه دهخدالوچیده . [ دَ / دِ ] (ن مف ) نعت مفعولی از لوچیدن . به صورتی بد غیر صورت خود مصورشده .
پیکمبینی لوچیstrabismic amblyopiaواژههای مصوب فرهنگستانپیکمبینی براثر سرکوب دید یک چشم برای جلوگیری از دوبینی