لوچلغتنامه دهخدالوچ . (اِخ ) (چم ...) چشمه و مزرعه ای است در شمال آران متعلق به خزل و جزو خالصه است ، دراین چشمه ماهی هست . آب چشمه داخل آب ماران شده در دو آب خزل داخل رودخانه
لوچلغتنامه دهخدالوچ . (اِخ ) نام ولایتی از ایران زمین . نام سرزمینی : سراسر به شمشیر بگذاشتندستم کردن لوچ برداشتند. فردوسی .و رجوع به فهرست ولف شود.
لوچلغتنامه دهخدالوچ . (ص ) چپ . احول . دوبین . چشم گشته . کژچشم . کول . (حاشیه ٔ لغت نامه ٔ اسدی نخجوانی ). لوج . کلیک . (لغت نامه ٔ اسدی نخجوانی ). کاج . کاژ. ناراست بین . کلک