لونگلغتنامه دهخدالونگ . [ ل َ وَ گ َ ] (هندی ، اِ) اسم هندی قرنفل است . (فهرست مخزن الادویه ). قرنفل . ان القرنفل یسمی لونگ بسبب انه یجلب من ارض تسمی لنگ . (ماللهند بیرونی ص 159
لونگالغتنامه دهخدالونگا. [ ] (اِ) نامی که در شهسوار و رامسر به ملچ ، ملج ، ملیج ، شلدار، لروت دهند. رجوع به ملج شود. (جنگل شناسی ساعی ج 1 ص 210).
چین لونگلغتنامه دهخداچین لونگ . (اِخ ) نام اصلیش هونگ لی (1711 - 1799 م .) چهارمین امپراطور (1736 - 1796 م .) چین از سلسله ٔ چینگ . در دوره ٔ سلطنت وی چین به منتهای وسعت خود رسید. چ
کی لونگلغتنامه دهخداکی لونگ . [ لُن ْ ] (اِخ ) بندری است در جزیره ٔ فرمز که 268800 تن سکنه دارد. (از لاروس ).
lungesدیکشنری انگلیسی به فارسیلونگ، جهش، پرتاب ناگهانی، خیز، حمله ناگهانی، پیشروی ناگهانی، سخمه، پرتاب کردن، جهش کردن، خیز زدن
لونگالغتنامه دهخدالونگا. [ ] (اِ) نامی که در شهسوار و رامسر به ملچ ، ملج ، ملیج ، شلدار، لروت دهند. رجوع به ملج شود. (جنگل شناسی ساعی ج 1 ص 210).
چین لونگلغتنامه دهخداچین لونگ . (اِخ ) نام اصلیش هونگ لی (1711 - 1799 م .) چهارمین امپراطور (1736 - 1796 م .) چین از سلسله ٔ چینگ . در دوره ٔ سلطنت وی چین به منتهای وسعت خود رسید. چ