لوفیلغتنامه دهخدالوفی . [ فا ] (ع اِ) گیاهی است شبیه به گیاه حی العالم یا نوعی از آن . محرب است جهت اسهال کهنه . (منتهی الارب ). و رجوع به لوفا شود.
لوفیونلغتنامه دهخدالوفیون . (اِ) گیاه حضض و به فارسی فیل زهره نامند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). الحضض . (تذکره ٔ ضریر انطاکی ).
لوفیونلغتنامه دهخدالوفیون . (اِ) گیاه حضض و به فارسی فیل زهره نامند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). الحضض . (تذکره ٔ ضریر انطاکی ).
انبلس لوقیلغتنامه دهخداانبلس لوقی . [ اَم ْ ب ِ ل ُ ] (ازیونانی ، اِ) فاشرا. (لکلرک ) . در متن عربی مفردات ابن البیطار انبالس لوفی است . و رجوع به فاشرا شود.
عمرلغتنامه دهخداعمر. [ ع ُ م َ ] (اِخ ) ابن فارض . نسب وی چنین است : عمربن علی بن مرشدبن علی حموی مصری ، مکنی به ابوحفص و ابوالقاسم و ملقب به شرف الدین و مشهور به ابن فارض . او