لوزانلغتنامه دهخدالوزان . [ ل ُ ] (اِخ ) نام دختر نینوس پادشاه آشور. و نینوس شوی سیمرامیس بود. (یسنا پورداود ج 1 ص 85).
لوزانلغتنامه دهخدالوزان . [ ل ُ ] (اِخ ) شهری به سوئیس ، کرسی کانتن ِ وُد، واقع در جنوب دریاچه ٔ لمان . دارای 101000 تن سکنه .
لوذانلغتنامه دهخدالوذان . [ ل َ ] (ع اِ) کرانه ٔ چیزی . || (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ). جایگاهی است در شعر راعی : قلیلاً کلا و لا بلوذان اما حلللت بالکراکر.(از معجم البلدان
لرزاندیکشنری فارسی به انگلیسیfluttery, quaky, quavery, rocky, shaky, shivery, tipsy, tottery, trembly, tremulous, unsteady, vibrant, waverer, wobbly
کندهلغتنامه دهخداکنده . [ ک َ دِ ] (اِخ ) دهی از دهستان لوزان است که در بخش کوهمره لوزان شهرستان کازرون واقع است و 432 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
حارثةلغتنامه دهخداحارثة. [ رِ ث َ ] (اِخ ) ابن سهل بن حارثةبن قیس بن عامربن مالک بن لوزان بن عمروبن عوف انصاری . صحابی است ، و طبری و ابن القداح و ابن شاهین گویند که در وقعه ٔ اح
یوهانلغتنامه دهخدایوهان . [ ی ُ ] (اِخ ) لودویک برکهارت . خاورشناس و جهانگرد سویسی . به سال 1199 هَ . ق . / 1784 م . در لوزان متولد شد و به سال 1806 م . به انگلستان رفت و در لندن
کمال پاشا آتاتورکلغتنامه دهخداکمال پاشا آتاتورک . [ ک َ ] (اِخ ) مصطفی ... (1881 - 1938 م .). ژنرال و سیاستمدار و رئیس جمهوری کشور ترکیه (1923 - 1938 م .) کمال پاشا پس از فراغ از تحصیلات مقد