لوباءلغتنامه دهخدالوباء. (ع اِ) لوبیاکه دانه ای است کوچکتر از باقلی و غلافش شبیه غلاف باقلی ، بعض آن سپید و بعض آن سرخ باشد. (منتهی الارب ).
لوباتالغتنامه دهخدالوباتا. (اِ) نام رسته ای از جانوران دریائی از نوع شانه داران . رجوع به جانورشناسی سیستماتیک ج 1 ص 139 شود.
لوبانلغتنامه دهخدالوبان . (ع مص ) لُوب . لَواب . تشنه شدن . (تاج المصادر). گرد گشتن تشنه حوالی آب بی آنکه برسد آن را. (منتهی الارب ).
لوباسواژهنامه آزادلباس،هرچه درپوشند،پوشیدنی،پوشاک،پوشش،بالاپوش وجامه می باشدکه درمناطقی از خراسان رضوی وسبزوارلوباس تلفظ می شود لباس،پوشاک لباس،هرچه درپوشند،پوشیدنی،پوشاک،پوشش،با
لوباءلغتنامه دهخدالوباء. (ع اِ) لوبیاکه دانه ای است کوچکتر از باقلی و غلافش شبیه غلاف باقلی ، بعض آن سپید و بعض آن سرخ باشد. (منتهی الارب ).