لواطهفرهنگ انتشارات معین(لَ طَ یا طِ) [ ع . ] 1 - (مص م .) درآمیختن با امرد، لواط . 2 - (اِمص .) غلامبارگی ، شاهدبازی .
لواطةلغتنامه دهخدالواطة. [ ل ِ وا طَ ] (ع مص ) لوط. لِواط. کار قوم لوط کردن . (منتهی الارب ). اِغلام کردن . از راه پس رفتن زن یا مرد را. غلامبارگی . تازبازی . بچه بازی : می و قما
لَوَّاحَةٌفرهنگ واژگان قرآنبسیار سیاه کننده ( از مصدر تلويح است که به معناي دگرگون کردن رنگ چيزي به سياهي است و به نقل بعضی به سرخی)
لَّوَّامَةِفرهنگ واژگان قرآنبسیار ملامتگر- بسیار سرزنش کننده (منظور از نفس لوامه نفس مؤمن است ، که همواره در دنيا او را به خاطر گناهانش و سرپيچي از اطاعت خدا ملامت ميکند ، و در روز قيامت س
لواطةلغتنامه دهخدالواطة. [ ل ِ وا طَ ] (ع مص ) لوط. لِواط. کار قوم لوط کردن . (منتهی الارب ). اِغلام کردن . از راه پس رفتن زن یا مرد را. غلامبارگی . تازبازی . بچه بازی : می و قما
لوطلغتنامه دهخدالوط. [ ل َ ] (ع مص ) لواطة. (منتهی الارب ). عمل قوم لوط کردن . کار قوم لوط کردن . || گل اندود کردن حوض را. به گل درگرفتن و اندودن حوض را. (منتخب اللغات ). حوض ب