لهفانلغتنامه دهخدالهفان . [ ل َ ] (ع ص ) به معنی ملهوف است . ستمدیده ٔ مضطر دادخواه . حسرت خورنده . (منتهی الارب ). اندوهگن . (مهذب الاسماء). اندوهناک . (دهار).
هاشملغتنامه دهخداهاشم . [ ش ِ ] (اِخ ) ابن یحیی بن احمد، مشهور به شامی یمنی . از نسل امام هادی یحیی بن الحسین الحسنی العلوی . فقیه و از بزرگان زیدیه و ادبای ایشان بود. در سال 10
اندوهناکلغتنامه دهخدااندوهناک . [ اَ ] (ص مرکب ) اندوهگین . غمناک . محزون .(از ناظم الاطباء). حزین . محزون . حزنان . محزان . (یادداشت مؤلف ). لهفان . (دهار). منجود. وکاب . (از منته
رشیدالدین وطواطلغتنامه دهخدارشیدالدین وطواط. [ رَ دُدْ دی ن ِ وَطْ ] (اِخ ) محمدبن عبدالجلیل عمری بلخی ، ملقب به رشیدالدین کاتب و معروف به وطواط. در حدود سال 480 هَ . ق . در بلخ تولد یافت