لاوریکوشهلغتنامه دهخدالاوریکوشه . [ ش َ ] (اِخ ) نام دریاچه ای در کشور پرو امریکای جنوبی بطول 13 هزار و عرض پنجهزار گز. رود تونکوراگوآ از این دریاچه برآید و در کنار آن قصبه ای بهمین
لاوریلغتنامه دهخدالاوری . [ وَ ] (اِخ ) نام طایفه ای از طوایف فارسی . اینان مردمان وحشی وکوه نشینند. مسکن آنها در کوهستان شرقی ناحیه ٔ جهانگیریه ٔ لارستان و معیشت آنها از شکار کو
لاهوریلغتنامه دهخدالاهوری . (اِخ ) امام الدین صاحب تصریح در شرح تشریح الافلاک بهاءالدین العاملی . (معجم المطبوعات ج 2).
لهاووریلغتنامه دهخدالهاووری . [ ل َوو ] (ص نسبی ) منسوب به لهاوور. لاهوری : چه خوش گفتا لهاووری به طوسی که مرگ خر بود سگ را عروسی .نظامی .
لاوریکوشهلغتنامه دهخدالاوریکوشه . [ ش َ ] (اِخ ) نام دریاچه ای در کشور پرو امریکای جنوبی بطول 13 هزار و عرض پنجهزار گز. رود تونکوراگوآ از این دریاچه برآید و در کنار آن قصبه ای بهمین
لاوریلغتنامه دهخدالاوری . [ وَ ] (اِخ ) نام طایفه ای از طوایف فارسی . اینان مردمان وحشی وکوه نشینند. مسکن آنها در کوهستان شرقی ناحیه ٔ جهانگیریه ٔ لارستان و معیشت آنها از شکار کو
لاهوریلغتنامه دهخدالاهوری . (اِخ ) امام الدین صاحب تصریح در شرح تشریح الافلاک بهاءالدین العاملی . (معجم المطبوعات ج 2).