لنگرگاهلغتنامه دهخدالنگرگاه . [ ل َ گ َ ] (اِ مرکب ) جائی که کشتی در دریا بایستد و پیشتر نتواند رود. دهانه و یا جائی از دریا که کشتی آنجا بایستد. خور. بندر. کلاّء. (منتهی الارب ):
لنگرگاهواژهنامه آزادلِنْگِرْگاه:(lengergah) در گویش گنابادی (گبری) یعنی قربانگاه ، محل ارتباط با عالم مردگان و اجنه (دیوها) و قربانی برای خدایان
لِنْگِرْگاهگویش گنابادی در گویش گنابادی، گبری یعنی قربانگاه ، محل ارتباط با عالم مردگان و اجنه(دیوها) و قربانی برای خدایان
لنگرگاه قرنطینهquarantine anchorageواژههای مصوب فرهنگستانمحلی در ورودی بندرگاه که معمولاً با شناوۀ زرد مشخص میشود و کشتیها در آنجا لنگر میاندازند تا مقررات قرنطینه در مورد آنها اعمال شود
ميناءدیکشنری عربی به فارسیلنگرگاه , بندرگاه , پناهگاه , پناه دادن , پناه بردن , لنگر انداختن , پروردن , بندر , مامن , مبدا مسافرت , فرودگاه هواپيما , بندر ورودي , درب , دورازه , در رو ,