غر و لند زدنلغتنامه دهخداغر و لند زدن . [ غ ُرْ رُ ل ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) آهسته سخن گفتن از سر خشم و اعتراض . غر زدن . غرغر کردن . قر زدن . قرقر کردن . غر و لند کردن . لند و لند کردن .
غر و لند کردنلغتنامه دهخداغر ولند کردن . [ غ ُرْ رُ ل ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) غرو لند زدن . غر زدن . غرغر کردن . قر زدن . قرقر کردن . لند و لند کردن . ژکیدن . رجوع به غر و لند زدن شود.
غر و لند زدنلغتنامه دهخداغر و لند زدن . [ غ ُرْ رُ ل ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) آهسته سخن گفتن از سر خشم و اعتراض . غر زدن . غرغر کردن . قر زدن . قرقر کردن . غر و لند کردن . لند و لند کردن .
غر و لند کردنلغتنامه دهخداغر ولند کردن . [ غ ُرْ رُ ل ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) غرو لند زدن . غر زدن . غرغر کردن . قر زدن . قرقر کردن . لند و لند کردن . ژکیدن . رجوع به غر و لند زدن شود.
بانکس لندلغتنامه دهخدابانکس لند. [ ل َ ] (اِخ ) نام جزیره ٔ پهناوری است در دریای منجمد شمالی که بوسیله ٔ بغازی بنام بانکس از جزیره ٔ ملویل جدا میشود و بغاز پرنس دوگال ، این جزیره را