لملغتنامه دهخدالم . [ ل َ ] (ع حرف ) حرف نفی . نه . بی . نا. (منتهی الارب ) : یکدم بکش قندیل رابیرون کن اسرافیل راپر برفتر جبریل رانه لا گذار آنجا نه لم .سنائی .
لَمْ تَکُنفرهنگ واژگان قرآننباشي ( درآيه "قَالُواْ سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَکُن مِّنَ ﭐلْوَاعِظِينَ")
لَمْ يَطْمِثْهُنَّفرهنگ واژگان قرآنبا آن زنان عمل زناشویی انجام نداده (کلمه طمث که فعل لم يطمث از آن مشتق شده ، به معناي ازاله بکارت و نکاحي است که با خونريزي همراه باشد . و معناي عبارت "لَمْ يَط
لَمْ يَظْهَرُواْفرهنگ واژگان قرآننرسیده اند(در عبارت "أَوِ ﭐلطِّفْلِ ﭐلَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُواْ عَلَىٰ عَوْرَاتِ ﭐلنِّسَاءِ " منظوراطفالي هستند که بر عورتهاي زنان غلبه نيافتهاند يعني آنچه از ام
لَّمْ يَعْتَزِلُوکُمْفرهنگ واژگان قرآناز شما کناره نگرفتند (در عبارت "لَّمْ يَعْتَزِلُوکُمْ وَيُلْقُواْ إِلَيْکُمُ ﭐلسَّلَمَ وَيَکُفُّواْ أَيْدِيَهُمْ "،"لم" بر سر هر سه فعل آمده است)