لقبفرهنگ انتشارات معین(لَ قَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - بَر نام ، اسمی غیر از اسم اصلی که شخص به آن شهرت پیدا می کند. 2 - نامی که دلالت بر مدح یا ذم شخص کند. ج . القاب .
لقبفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهاسمی غیر از نام اصلی که فردی به آن شهرت پیدا کند، خواه دلالت بر ذم کند یا مدح.
لغبلغتنامه دهخدالغب . [ ل َ ] (ع ص ، اِ) گوشت پاره ٔمیان دندان های پیشین . || پر تباه زرد ریزه ٔ مرغ . آن پر که از سوی شکم بود و آن بد بود. لغیب .(مهذب الاسماء). لغاب . || سخن
لغبلغتنامه دهخدالغب . [ ل َ ] (ع مص ) لغوب . سخت مانده گردیدن . || خبر دروغ پیدا کردن نزد قوم . || تباهی انداختن میان قوم . (منتهی الارب ). به فساد آوردن . (منتخب اللغات ). ||
لغبلغتنامه دهخدالغب . [ ل َ غ َ ] (ع اِ) موی گردن . یقال : اخذبلغب رقبته ؛ یعنی دریافت آنرا (؟). (منتهی الارب ).
لقب نامهلغتنامه دهخدالقب نامه . [ ل َ ق َ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) فرمان لقب . || دارنده ٔ فرمان لقب : بدان کیمیا ماریه میر گشت لقب نامه ٔ علم اکسیر گشت .نظامی .
ذَا ﭐلنُّونِفرهنگ واژگان قرآنلقب حضرت يونس علي نبينا و عليه السلام (کلمه نون به معناي ماهي است و ذا النون يعني صاحب ماهي ، يونس پيغمبر فرزند متي علي نبينا و عليهما السلام است که صاحب داستان
ذِي ﭐلْقَرْنَيْنِفرهنگ واژگان قرآنلقب يكي از اولياء الهي عليهم السلام (در روايتي از امام صادق عليه السلام درمورد ذي القرنين عليه السلام آمده است که کارهائي ميکرد که از بشر عادي ساخته نيست و شخص