لقانطهلغتنامه دهخدالقانطه . [ ل ُ طَ / طِ ] (اِ) این کلمه ظاهراً یونانی است و در مملکت عثمانی به معنای رستوران است . و عثمانیها قاف نویسند و کاف تلفظ کنند (لکانته ) و در ایران به
لقاطةلغتنامه دهخدالقاطة. [ ل ُ طَ ] (اِخ ) موضعی است نزدیک حاجر از منازل بنی فزاره . (از معجم البلدان ).
لقاطةلغتنامه دهخدالقاطة. [ ل ُ طَ ] (ع اِ) شکسته و ریزه ٔ هر چیزی رایگان و بی بها و از زمین برگرفته . || خوشه ٔ برچیده . (منتهی الارب ). ج ، لقاطات .
لقانةلغتنامه دهخدالقانة. [ ل َ ن َ ] (ع اِمص ) تیزی . دریافت و زودفهمی . لقنة. لقن . (منتهی الارب ).
لقانیةلغتنامه دهخدالقانیة. [ ل َ ی َ ] (ع اِمص ) تیزی . دریافت و زودفهمی . لقانه . لقن . (منتهی الارب ).
کاخ نظامیهلغتنامه دهخداکاخ نظامیه . [خ ِ ن ِ می ی َ / ی ِ ] (اِخ ) از بناهای دوره ٔ قاجاریه .عباس اقبال مدیر مجله ٔ یادگار نویسد: یقیناً اغلب مردم طهران یک قسمت از عمارت باشکوه نظامیه
لقاطةلغتنامه دهخدالقاطة. [ ل ُ طَ ] (اِخ ) موضعی است نزدیک حاجر از منازل بنی فزاره . (از معجم البلدان ).
لقاطةلغتنامه دهخدالقاطة. [ ل ُ طَ ] (ع اِ) شکسته و ریزه ٔ هر چیزی رایگان و بی بها و از زمین برگرفته . || خوشه ٔ برچیده . (منتهی الارب ). ج ، لقاطات .
لقانةلغتنامه دهخدالقانة. [ ل َ ن َ ] (ع اِمص ) تیزی . دریافت و زودفهمی . لقنة. لقن . (منتهی الارب ).
لقانیةلغتنامه دهخدالقانیة. [ ل َ ی َ ] (ع اِمص ) تیزی . دریافت و زودفهمی . لقانه . لقن . (منتهی الارب ).