لفظلغتنامه دهخدالفظ. [ ل َ ] (ع اِ) سخن . ج ، الفاظ. (منتهی الارب ). زبان . لغت . جرجانی گوید: ما یتلفظ به الانسان او فی حکمه ، مهملاً کان او مستعملاً. (تعریفات ). مقابل معنی ،
لفظلغتنامه دهخدالفظ. [ ل َ ](ع مص ) انداختن چیزی را. || از دهن بیرون افکندن . (منتهی الارب ). از دهان بیوگندن . (زوزنی ). از دهن بیفکندن . (ترجمان القرآن جرجانی ). || سخن گفتن
لفظفرهنگ انتشارات معین(لَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - واژه ، کلمه . 2 - سخن گفتن . ج . الفاظ . ؛ ~ قلم صحبت کردن صحبت به شیوه و روش نوشتن .
لفظ قلملغتنامه دهخدالفظ قلم . [ ل َ ظِ ق َ ل َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) گفتار با کلمات تمام چنانکه نویسند، نه با کلمات شکسته ، چنانکه عامّه تلفظ کنند.
لفظ قلملغتنامه دهخدالفظ قلم . [ ل َ ظِ ق َ ل َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) گفتار با کلمات تمام چنانکه نویسند، نه با کلمات شکسته ، چنانکه عامّه تلفظ کنند.
پراکسیسواژهنامه آزادلفظ Praxis یونانی، و به معنی «عمل» و «کنِش متوجه هدف» است. ریشه اش در Prattein و Prassein به معنی «انجام دادن» و «تمرین کردن» و «کاری را در عمل پیش بردن» است. پ