لغثونلغتنامه دهخدالغثون . [ ل ُ ](ع اِ) اندرون بینی . || بن بینی . ج ، لغاثین . (منتهی الارب ). و من المصحّف اللغثون و اللغنون واللغدود و هو الخیشوم . (نشوء اللغة العربیة ص 22).
لغونهلغتنامه دهخدالغونه . [ ل َ ن َ / ن ِ ] (اِ) آرایش و گلگونه . (غیاث ). زیب و زینت و آرایش . (برهان ).
لغنونلغتنامه دهخدالغنون . [ ل ُ ] (ع اِ) گوشت پاره ٔ کرانه ٔ گردن . ج ، لغانین . (منتهی الارب ). لغن . لغد. لغدود. || اندرون بینی و بن آن . (منتهی الارب ). و من المصحّف اللغثون و
لغیونلغتنامه دهخدالغیون . [ ل ِ ] (معرب ، اِ) لژیون : پرسید و گفت : نامت چیست ؟ گفت : ما لغیونانیم ، زیرا بسیارانیم . (ترجمه ٔ دیاتسارون ص 184).
لغدودلغتنامه دهخدالغدود. [ ل ُ ] (ع اِ) گوشت کرانه ٔ گردن . لغدید. لُغد. لغن . لغنون . ج ، لغادید. (منتهی الارب ). || الخیشوم . و من المصحّف اللغثون و اللغنون واللغدود و هو الخیش
لغنونلغتنامه دهخدالغنون . [ ل ُ ] (ع اِ) گوشت پاره ٔ کرانه ٔ گردن . ج ، لغانین . (منتهی الارب ). لغن . لغد. لغدود. || اندرون بینی و بن آن . (منتهی الارب ). و من المصحّف اللغثون و
لغونهلغتنامه دهخدالغونه . [ ل َ ن َ / ن ِ ] (اِ) آرایش و گلگونه . (غیاث ). زیب و زینت و آرایش . (برهان ).