لطفیلغتنامه دهخدالطفی . [ ل ُ ] (اِخ ) (مولانا...) از تاشکند بود، حسن تمام داشت و بر جوانی دیگر عاشق بود و موی سر برگذاشت ، این مطلع را در آن محل گفته :ساخت بی لیلی وشی ژولیده م
لطفیلغتنامه دهخدالطفی . [ ل ُ ] (اِخ ) (مولانا...) رونی . از مردم ماوراءالنهر و معاصر و مصاحب جامی شاعر معروف و وی ملک الکلام زمان خود بوده ، در ترکی بی نظیر و دیوان ترکی او مشه
لطفیلغتنامه دهخدالطفی . [ ل ُ ] (اِخ ) از شعرا و ظرفای نیک مشهد و به داشتن معانی لطیف و ظریف مشهور باشد. این بیت او راست :شد چو مهمان من آن شمع شب افروز امشب کاش تا صبح قیامت نش
لطفیلغتنامه دهخدالطفی . [ ل ُ ] (اِخ ) شاعر طهرانی . پدر و جد وی به صرافی شهرت داشته اند. این بیت او راست :آه کز دیدن او گریه برآوردمراآخر این گریه بلائی به سر آورد مرا.(قاموس ا
لطفی الحسینیلغتنامه دهخدالطفی الحسینی . [ ل ُ یُل ْ ح ُ س َ ] (اِخ ) محمد سعدالدین افندی حاکم الشریعة المطهرة بقضاء حمص وهو ابن السید محیی الدین اللطفی الحسینی نسباً الدمشقی وطناً الحنف
لطفی الراهبلغتنامه دهخدالطفی الراهب . [ ل ُ فِرْ را هَِ ] (اِخ ) لطف اﷲ افندی الموظف بنظارةالمالیة. اوراست : فلسفة الاخلاق و العلوم . (معجم المطبوعات ج 2).
لطفی پاشالغتنامه دهخدالطفی پاشا. [ ل ُ ] (اِخ ) وزیر اعظم عثمانی . متوفی به سال 950 هَ . ق . او راست : قانون نامه ٔ عثمانی به ترکی ، صاحب قاموس الاعلام گوید: یکی از وزرائی است که در
لطفی الحسینیلغتنامه دهخدالطفی الحسینی . [ ل ُ یُل ْ ح ُ س َ ] (اِخ ) محمد سعدالدین افندی حاکم الشریعة المطهرة بقضاء حمص وهو ابن السید محیی الدین اللطفی الحسینی نسباً الدمشقی وطناً الحنف
لطفی الراهبلغتنامه دهخدالطفی الراهب . [ ل ُ فِرْ را هَِ ] (اِخ ) لطف اﷲ افندی الموظف بنظارةالمالیة. اوراست : فلسفة الاخلاق و العلوم . (معجم المطبوعات ج 2).
لطفی پاشالغتنامه دهخدالطفی پاشا. [ ل ُ ] (اِخ ) وزیر اعظم عثمانی . متوفی به سال 950 هَ . ق . او راست : قانون نامه ٔ عثمانی به ترکی ، صاحب قاموس الاعلام گوید: یکی از وزرائی است که در
مصطفی لطفیلغتنامه دهخدامصطفی لطفی . [ م ُ طَ فا ل ُ ] (اِخ ) ابن محمدبن محمدحسن لطفی منفلوطی (1289 - 1343 هَ . ق .). در انشاء و ادب و شعر نبوغی داشت . در الازهر تحصیل علم کرد و به شیخ
بی لطفیلغتنامه دهخدابی لطفی . [ ل ُ ] (حامص مرکب ) نامهربانی . بی محبتی . || بی ظرافتی . || ناپسندی . (ناظم الاطباء).