لطافتلغتنامه دهخدالطافت . [ ل َ ف َ ] (ع مص ) ریزه و خرد شدن . (منتهی الارب ). خردی . ریزگی . دقت . صغر. باریک گشتن . (منتهی الارب ). باریکی . نازکی . نغزی . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی
لطافتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نرمی و نازکی.۲. خوشاندامی؛ زیبایی.۳. [قدیمی، مجاز] سخن نرم و نیکو.
لطافتفرهنگ نامها(تلفظ: le(a)tāfat) (عربی) لطیف بودن ، نرمی ؛ طراوت و زیبایی ؛ (در قدیم) مهربانی ، لطف ، رأفت ؛ ظریف و حساس بودن ؛ (در قدیم) (به مجاز) نغزی و خوشایندی .
بی لطافتلغتنامه دهخدابی لطافت . [ ل َ / ل ِ ف َ ] (ص مرکب ) (از: بی + لطافت ) دور از لطافت و نرمی . که لطیف نیست . نامطبوع وزشت و درشت . (ناظم الاطباء). و رجوع به لطافت شود.