لشهلغتنامه دهخدالشه . [ َل ش ِ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان مرکزی بخش لنگرود شهرستان لاهیجان ، واقع در شش هزارگزی جنوب لنگرود و 4500گزی شوسه ٔ لنگرود به لاهیجان . کوهستانی ، معتدل و
gapsدیکشنری انگلیسی به فارسیشکاف ها، شکاف، وقفه، درز، رخنه، دهنه، شق، جای باز، اختلاف زیاد، شکافدار کردن
gapedدیکشنری انگلیسی به فارسیشکسته، با شگفتی نگاه کردن، خیره نگاه کردن، خمیازه کشیدن، دهان را خیلی باز کردن
صربعرلغتنامه دهخداصربعر. [ ص ُ ؟ ] (اِخ ) لقب پدر صردر شاعر معروف است . ابن خَلّکان گوید: لان اباه کان یلقب صربعر، لشحه . و معنی لغوی کلمه جمعکننده ٔ بعرور (پشکل ) است .