لثیلغتنامه دهخدالثی . [ ل َ ثا ] (ع اِ) شلم تنک که از درخت بچکد. شلم یعنی کتیرای درخت طلح . || نمی است سپید که بر درختها افتد و بسته گردد. || سطبر و لزج از چربش و شیر و مانند آ
لثیلغتنامه دهخدالثی . [ ل َث ْی ْ ] (ع مص ) اندک اندک آب خوردن . || سخت لیسیدن دیگ را. || ریم و چرک آلودن جامه را. (منتهی الارب ).
لسیتینلغتنامه دهخدالسیتین . [ ل ِ ] (فرانسوی ، اِ) نام دسته ای از لیپیدهای مختلط که دارای فسفر و آزت هستند. (گیاه شناسی گل گلاب ص 8).