لزگیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. طایفهای از مردم قفقاز که از زمانهای قدیم ساکن داغستان بوده و زبانشان ترکی است و به لهجههای مختلف تکلم میکنند.۲. ساختهشده بهوسیلۀ این قوم.۳. رقص بومی ا
لزگیلغتنامه دهخدالزگی . [ ل َ ] (اِخ ) نام طائفه ای در قفقازو شاید لکز که یاقوت نام می برد چنانکه در مجمل التواریخ گلستانه (ص 162 و 163) نیز لکزیه آمده است : قومی از ساکنین قفقا
علی آباد لزگی بلاغلغتنامه دهخداعلی آباد لزگی بلاغ . [ ع َ دِ ل َ ب ُ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان اهر واقع در 30 هزار و پانصد گزی باختر اهر و 2 هزارگزی راه ارابه رو تب
علی آباد لزگی بلاغلغتنامه دهخداعلی آباد لزگی بلاغ . [ ع َ دِ ل َ ب ُ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان اهر واقع در 30 هزار و پانصد گزی باختر اهر و 2 هزارگزی راه ارابه رو تب
لگزستانلغتنامه دهخدالگزستان . [ ل َ زِ ](اِخ ) نام ولایتی در حوالی دربند شروان واقع در قفقاز امروزی محل ّ توقف طایفه ٔ لزگی یا لگزی ها : بعد از فراغت از کار آذربایجان و اران به درب
لگزیلغتنامه دهخدالگزی . [ ل َ ] (اِخ ) نام قومی در قفقاز. لزگی . || نام کوهی مسکن قوم لگزی . طرف غربش که به جبال گرجستان پیوسته است (غرب جبال البرز) کوه لگزی خوانند. (نزهةالقلوب
چچنلغتنامه دهخداچچن . [ چ ِ چ ِ ] (اِخ ) طایفه ای قفقازی که در شمال قفقاز در ناحیه ای بهمین نام (چچن ) سکونت دارند و با چرکس ها همسایه میباشند. جمعیت این طائفه در حدود 420هزار
لزهالغتنامه دهخدالزها. [ ل َ ] (اِخ ) قومی عیسوی ساکن قفقاز به عهد خسرو انوشیروان . (ترجمه ٔ ایران در زمان ساسانیان ص 262 و 265). شاید مراد قوم لزگی و لکزی باشد.