لرکشلغتنامه دهخدالرکش . [ ل ُ ک ُ ] (نف مرکب ، اِ مرکب ) قسمی کشمش با هسته های درشت و پوست سطبر. قسمی کشمش زبون .
خرکشلغتنامه دهخداخرکش .[ خ َ ک ُ ] (اِ) سرموزه را گویند و آن کفشی است که بر بالای موزه پوشند و در ماوراءالنهر متعارفست و در عربی جرموق خوانند. (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری ) (آن