لدهلغتنامه دهخدالده . [ ل ُدْ دَ ] (اِخ ) همان لُدّ حالیه است . شهر معروفی که در دشت شارون به مسافت سفر سه ساعت به جنوب شرقی یافا بر راه اورشلیم واقع بود که رومانیان مکرراً سوز
لدةلغتنامه دهخدالدة. [ ل ِ دَ ] (ع اِ) همزاد. (منتهی الارب ). همسن . (و الهاء عوض من الواو لانه من الولادة و هما لدان ). ج ، لِدات ، لدون . (ولیدات و لیدون مصغر آن است نه لدیّا
لدةلغتنامه دهخدالدة. [ ل ِ دَ ] (ع اِ) همزاد. (منتهی الارب ). همسن . (و الهاء عوض من الواو لانه من الولادة و هما لدان ). ج ، لِدات ، لدون . (ولیدات و لیدون مصغر آن است نه لدیّا
ولیداتلغتنامه دهخداولیدات . [ وُ ل َ ] (ع اِ مصغر) مصغر لدات ج ِ لدة به معنی همزاد است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).