لخیلغتنامه دهخدالخی . [ ل َ خا ] (ع اِ) (به مدّ نیز آید یعنی لخاء) دارودان که بدان دارو در بینی ریزند. یا نوعی از پوست ستور دریایی که بدان دارو در بینی ریزند. || (ص ) شرم آبناک
لخیلغتنامه دهخدالخی . [ ل َخ ْی ْ ] (ع مص ) مال کسی را دادن . || دارو در بینی یا در گلوی کسی ریختن . (منتهی الارب ).
دادنلغتنامه دهخدادادن . [ دَ ] (مص ) اسم مصدر آن دهش است . اعطاء. (ترجمان القرآن ). ایتاء. (ترجمان القرآن ). مقابل ِ گرفتن . در اختیار کسی گذاردن بدون برگرداندن . تسلیم کسی کردن
لخیلغتنامه دهخدالخی . [ ل َ خا ] (ع اِ) (به مدّ نیز آید یعنی لخاء) دارودان که بدان دارو در بینی ریزند. یا نوعی از پوست ستور دریایی که بدان دارو در بینی ریزند. || (ص ) شرم آبناک
لخیلغتنامه دهخدالخی . [ ل َخ ْی ْ ] (ع مص ) مال کسی را دادن . || دارو در بینی یا در گلوی کسی ریختن . (منتهی الارب ).
لخاءلغتنامه دهخدالخاء. [ ل َ ] (ع اِ) لخی ً. (منتهی الارب ). دارودان که بدان دارو در بینی ریزند. یا نوعی از پوست ستور دریایی که بدان دارو در بینی ریزند. || (ص ) شرم آبناک فراخ ز