لحنلغتنامه دهخدالحن . [ ل َ ] (ع اِ) آواز. (منتهی الارب ). آواز خوش و موزون . ج ، الحان و لحون و فی الحدیث اقرؤاالقرآن بلحون العرب ؛ ای بصوت العرب لابصوت العجم . (منتهی الارب
لحنلغتنامه دهخدالحن . [ ل َ ] (ع مص ) گفتن کسی را سخنی که او فهمد و بر دیگران پوشیده ماند. (منتهی الارب ). رساندن به کسی یعنی گفتن و فهماندن بدو بی آنکه دیگری فهم کند. سخن سربس
لَحْنِ ﭐلْقَوْلِفرهنگ واژگان قرآنشیوه گفتار(کلمه لحن بيشتر به معناي آن است که کلام را از سنتهاي جارياش برگرداني ، يا اعراب آن را نگويي و يا نقطهها و کلمات آن را جابجا کني ، و اين عمل ناپسندي اس
لَحْنِ ﭐلْقَوْلِفرهنگ واژگان قرآنشیوه گفتار(کلمه لحن بيشتر به معناي آن است که کلام را از سنتهاي جارياش برگرداني ، يا اعراب آن را نگويي و يا نقطهها و کلمات آن را جابجا کني ، و اين عمل ناپسندي اس