لحاظلغتنامه دهخدالحاظ. [ ل َ ] (ع اِ) دنبال چشم متصل به صُدغ . (منتهی الارب ). مؤخر عین . یعنی گوشه ٔ چشم که سوی گوش بود. و فی الخلاص ، لحاظ بالکسر؛ دنبال چشم . گوشه ٔ چشم از س
لحاظلغتنامه دهخدالحاظ. [ ل ِ ] (ع اِ) داغی است زیر چشم . (منتهی الارب ). داغ که بر گوشه ٔچشم اشتر نهند. (مهذب الاسماء). || پر سترده از بال مرغ . (منتهی الارب ). || پر اعلای تیر.
لهازلغتنامه دهخدالهاز. [ ل ِ ] (ع اِ) چوب پاره ای که بدان سوراخ تبر و چرخ چاه را تنگ کنند. (منتهی الارب ). || داغ که بر زیر گوش اشتر نهند. (مهذب الاسماء).
لهازفرهنگ انتشارات معین(لِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - چوب پاره ای که به وسیلة آن سوراخ تبر و چرخ چاه را تنگ کنند. 2 - داغی که بر زیر گوش اشتر نهند.
ارزش عمومیpublic valueواژههای مصوب فرهنگستانلحاظ کردن هزینهها و مزایای خدمات عمومی نه از منظر مادی، بلکه از دید ارتقای پایههای مردمسالاری و اصولی مانند برابری، آزادی، پاسخگویی، شفافیت، مشارکت و شهروند