لبینیلغتنامه دهخدالبینی . [ ل ُ ب َ نا ] (اِخ ) نام زنی است . || نام دختر ابلیس . || نام پسر ابلیس و از اینجاست که شیطان را ابولبینی نامند. || نام اسب زفر خنیس بن حدّاء کلبی . (م
لبیبیلغتنامه دهخدالبیبی . [ ل َ ] (اِخ ) از شعرای معروف اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری است و مسعودسعد وی را اوستاد و سیدالشعرا خوانده در قصیدتی بمطلع:بنظم و نثر گر امروز ا
اخساف ظبیهلغتنامه دهخدااخساف ظبیه . [ اِ ف ُ ظَب ْ ی َ ] (اِخ ) موضعی است بمکه خارج حرم . قیس بن ذُرَیح گوید:فمکةُ فالاخساف ُ اخساف ُ ظبیةبها من لَبینی مُخرف و مرابعُ.(ضمیمه ٔ معجم ال