لبولغتنامه دهخدالبو. [ ل َ ] (اِ) چغندر پخته . لبلبو. در زبان آشور و بابل چغندر را لپتو میخوانده اند و در آرامی لپتا و لیپتا می نامیده اند و بعید نیست که اصل لبوی فارسی همین با
لبوانلغتنامه دهخدالبوان . [ ل َب ْ ] (اِخ ) نام کوهی است . (منتهی الارب ). نام کوهی است در شعر ابن مقبل . (معجم البلدان ).
لبوانلغتنامه دهخدالبوان . [ ل َب ْ ] (اِخ ) نام کوهی است . (منتهی الارب ). نام کوهی است در شعر ابن مقبل . (معجم البلدان ).