لبنانیةلغتنامه دهخدالبنانیة. [ ل ُ نی ی َ ] (ع ص نسبی ) (حاجةٌ...) (منسوباً)، حاجت بزرگ و سترگ . (منتهی الارب ).
جامعة اللبنانیهلغتنامه دهخداجامعة اللبنانیه . [ م ِ ع َ تُل ْ ل ُ ی ی َ ] (اِخ ) دانشگاه دولتی لبنان که در سال 1953م . در بیروت تأسیس شده و دانشسرایعالی وابسته به این دانشگاه است . (از اع
لبنانلغتنامه دهخدالبنان . [ ل ُ ] (اِخ ) (غار...) صاحب حبیب السیر آرد: در روضة الاحباب مذکور است که در این سال (سال 19 هَ . ق .) فوجی از اهل هدایت در بلده ٔ رمله به غار لبنان درآ
لبنانلغتنامه دهخدالبنان . [ ل ُ ] (اِخ ) (کشور...) آرام . (در توریة). سوریه . متصرفیة فی بلاد سوریا استقلت بادارتهاالداخلیة سنة 1277 هجریة. یعین متصرفها بانتخاب الباب العالی و تص
لبنانلغتنامه دهخدالبنان . [ ل ُ ] (اِخ ) تثنیه ٔ لبن ، دو کوهند نزدیک مکه و بدان دو لبن الاسفل و لبن الاعلی گویندو بالای آن دو کوهی است مبرک نام . (معجم البلدان ).
لبنانیةلغتنامه دهخدالبنانیة. [ ل ُ نی ی َ ] (ع ص نسبی ) (حاجةٌ...) (منسوباً)، حاجت بزرگ و سترگ . (منتهی الارب ).
جامعة اللبنانیهلغتنامه دهخداجامعة اللبنانیه . [ م ِ ع َ تُل ْ ل ُ ی ی َ ] (اِخ ) دانشگاه دولتی لبنان که در سال 1953م . در بیروت تأسیس شده و دانشسرایعالی وابسته به این دانشگاه است . (از اع
اسعدلغتنامه دهخدااسعد. [ اَ ع َ ] (اِخ ) شدودی لبنانی بیروتی (1241 - 1324 هَ .ق .). عالم ریاضی . از دانشمندان لبنان . مولد وی عالیه و وفات او در بیروت است . او متولی تدریس ریاضی