لایشعرلغتنامه دهخدالایشعر. [ ی َ ع ُ ] (ع ص مرکب ) (از: لا + یشعر) نادان : من حیث لایشعر، لاعن شعور.
لایسنگsiltstoneواژههای مصوب فرهنگستانسنگی تورقناپذیر و سختشده که دانههای آن عمدتاً از لای تشکیل شده است
لایشعرلغتنامه دهخدالایشعر. [ ی َ ع ُ ] (ع ص مرکب ) (از: لا + یشعر) نادان : من حیث لایشعر، لاعن شعور.
ریلبند لایبتنspot tieواژههای مصوب فرهنگستانریلبندی که در عملیات روسازی خط بهطور کامل در داخل بتن قرار میگیرد متـ . تراورس لایبتن