لاییلغتنامه دهخدالایی . (اِ)(در لباس ) حشو جامه از پارچه . حشو میان ابره و آسترجامه از پنبه یا پشم یا موی یا جامه و غیره . لائی .
لاییفرهنگ انتشارات معین(اِمر.)1 - هر آنچه که لای چیزی بگذارند. 2 - پارچه ای که بین رویه و آستر لباس دوزند. 3 - (عا.) مخفی ، پوشیده .
لاییدنلغتنامه دهخدالاییدن . [ دَ ] (مص )لائیدن . نالیدن . (برهان ). عوعو کردن سگ : حقوق خدمت و آنچ از نظایر اینست که شرح قاعده ٔ آن زبان بفرسایدشروع می نکنم اندر آن که تا لطفت نگو