لاکیلغتنامه دهخدالاکی . (ص نسبی ) منسوب به لاک . از لاک .به رنگ لاک . || در شالهای کشمیر رنگی خاص است مقابل زِمرّدی . ترمه ٔ لاکی . بقسمی ترمه ٔ سرخ روشن گویند : پیچیده یکی لاکی
لاکیادهالغتنامه دهخدالاکیادها. (اِخ ) اخلاف لاکیوس را در یونان قدیم لاکیادسها یا لاکیادها میخوانده اند. (ترجمه ٔ تمدن قدیم فوستل دوکولانژ ص 502).
لاکین تینیلغتنامه دهخدالاکین تینی . (اِخ ) ژان دو. عالم فلاحت فرانسوی . مولد شابانه (شارنت ). (1626-1688 م .).
لاکیوسلغتنامه دهخدالاکیوس . (اِخ ) نام یکی از بزرگان یونان قدیم و سرسلسله ٔلاکیادها. (ترجمه ٔ تمدن قدیم فوستل دوکولانژ ص 502).
چاه لاکیلغتنامه دهخداچاه لاکی . (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندرعباس که در 93 هزارگزی جنوب میناب واقع شده و 20 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8)
لاکالکلspirit lacquer, spirit varnishواژههای مصوب فرهنگستانلاکی که از حل کردن رزینها در الکل صنعتی به دست میآید
لاک طلاییgolden lacquerواژههای مصوب فرهنگستانلاکی که در صورت زدن آن بر برگچههای آلومینیمی، جلوهای طلاگون به آنها میدهد