لاویلغتنامه دهخدالاوی . (اِخ ) نام یکی از دوازده سبط یعقوب . نام پسر سومین یعقوب است از لیئه و جهت نامیده شدنش به این اسم این بود که گفت الان شوهرم با من قرین خواهد شد (پیدایش 2
لاویلغتنامه دهخدالاوی . (اِخ ) پرُوَنسال . مستشرق فرانسوی صاحب کتاب «اسپانیای مسلمان در قرن دهم میلادی ». (الحلل السندسیة ج 1 و 2).
لاویلغتنامه دهخدالاوی . (اِخ ) از شاهان روم شرقی مُلک وی اندر آخر ملوک بنی امیه بیست وپنج سال بود. (مجمل التواریخ و القصص ص 137).
لاویلغتنامه دهخدالاوی . (اِخ ) پسر قسطنطین . از ملوک روم شرقی . مدت ملکت وی پنج سال بوده است . (مجمل التواریخ و القصص ص 137).
لئویلغتنامه دهخدالئوی . [ ل ُءِ ] (اِخ ) مریس . ستاره شناس فرانسوی . مولد وین (اُتریش ) ( 1833 -1907 م .).
لاوی ژریلغتنامه دهخدالاوی ژری . [ ژِ ] (اِخ ) شارل مارسیال . کاردینال فرانسوی ، اسقف و کشیش بزرگ افریقا. مولدباین (1825-1892 م .). بنیان گذار کارهای مدارس شرقی و پدرهای سفید. وی بدس
لاوی نیوملغتنامه دهخدالاوی نیوم . (اِخ ) نام یکی از شهرهای قدیم ایتالیا در سرزمین لاسیوم (ناحیه ٔ مرکزی ایتالیای قدیم ) و تقریباً در چهار فرسنگی جنوبی شهر روم بوده است بنای آن را در
لاویانلغتنامه دهخدالاویان . (اِخ ) ج ِ لاوی و منسوب بدان ، یعنی اشخاصی که از اولاد لاوی سومین پسر یعقوب اند. گاهی این لفظ به معنی کاهنان نیز استعمال شده است . (ایران باستان ج 2 حا
لاوی ژریلغتنامه دهخدالاوی ژری . [ ژِ ] (اِخ ) شارل مارسیال . کاردینال فرانسوی ، اسقف و کشیش بزرگ افریقا. مولدباین (1825-1892 م .). بنیان گذار کارهای مدارس شرقی و پدرهای سفید. وی بدس
لاوی نیوملغتنامه دهخدالاوی نیوم . (اِخ ) نام یکی از شهرهای قدیم ایتالیا در سرزمین لاسیوم (ناحیه ٔ مرکزی ایتالیای قدیم ) و تقریباً در چهار فرسنگی جنوبی شهر روم بوده است بنای آن را در
لاویانلغتنامه دهخدالاویان . (اِخ ) ج ِ لاوی و منسوب بدان ، یعنی اشخاصی که از اولاد لاوی سومین پسر یعقوب اند. گاهی این لفظ به معنی کاهنان نیز استعمال شده است . (ایران باستان ج 2 حا