لاندهلغتنامه دهخدالانده . [ دِ ] (اِخ ) ناپلئون . نحوی فرانسوی . مولد پاریس .مؤلف کتابی در لغت زبان فرانسه . (1803-1852 م .).
لانیدنلغتنامه دهخدالانیدن . [ دَ ] (مص ) لاندن . جنبانیدن و افشانیدن . (برهان ) : پیش من چونکه نجنبدت زبان هرگزخیره پیش ضعفا چونکه همی لانی .ناصرخسرو.
لاندهلغتنامه دهخدالانده . [ دِ ] (اِخ ) ناپلئون . نحوی فرانسوی . مولد پاریس .مؤلف کتابی در لغت زبان فرانسه . (1803-1852 م .).
لانیدنلغتنامه دهخدالانیدن . [ دَ ] (مص ) لاندن . جنبانیدن و افشانیدن . (برهان ) : پیش من چونکه نجنبدت زبان هرگزخیره پیش ضعفا چونکه همی لانی .ناصرخسرو.