لانگلغتنامه دهخدالانگ . (اِخ ) نام عالم وظایف الاعضاء دانمارکی (اواخر قرن نوزدهم ) (روانشناسی دکتر سیاسی 466).
لانگ سنلغتنامه دهخدالانگ سن . [ س ُ ] (اِخ ) شهر و دژی از تنکن (هندوچین ) نزدیک سرحد چین دارای هفت هزار و پانصد تن سکنه است .
لانگرئولغتنامه دهخدالانگرئو. [ رِءُ ] (اِخ ) نام شهری باسپانیا (ایالت اُویدو). دارای 35 هزار تن سکنه است .
لانگرهانسلغتنامه دهخدالانگرهانس . [ گ ِ ] (اِ) غدد اندوکرین کوچکی که در لوزالمعده پراکنده اند به جزائر لانگرهانس موسومند. (جانورشناسی عمومی ج 1 ص 192).
لانگ سنلغتنامه دهخدالانگ سن . [ س ُ ] (اِخ ) شهر و دژی از تنکن (هندوچین ) نزدیک سرحد چین دارای هفت هزار و پانصد تن سکنه است .