لانجینلغتنامه دهخدالانجین . (اِ) تغاری با لبه ٔ کوتاه برای خمیر کردن یا جامه شستن . تغار بزرگ آب . تغار سفالین بزرگ . کاسه ٔ بزرگ سفالین یا مسین .- امثال :لانجین پیاله کن که لب ی
لابجینلغتنامه دهخدالابجین . (اِخ ) نام دیهی از ناحیه ٔ فریوار همدان . (نزهةالقلوب چ لیدن مقاله ٔ ثالثة ص 72). اما ظاهراً دگرگون شده ٔ لالجین باشد.
لاجین بکلغتنامه دهخدالاجین بک . [ ب َ ] (اِخ ) نام یکی از سرداران مقدّم قرلغان مقیم ماوراءالنهرکه با پسران یبغوخان از سمرقند بگریختند و بشکایت نزد ایل ارسلان خوارزمشاه آمدند و خوارز
پیالهلغتنامه دهخداپیاله . [ ل َ / ل ِ ] (اِ) قدح آبگینه . (لغت نامه ٔ اسدی ). کاسه ٔ خرد که در آن شراب خورند و آن از شیشه و بلور بوده است . جام . پیغاله . (عنصری ). رجوع به پیغال
لابجینلغتنامه دهخدالابجین . (اِخ ) نام دیهی از ناحیه ٔ فریوار همدان . (نزهةالقلوب چ لیدن مقاله ٔ ثالثة ص 72). اما ظاهراً دگرگون شده ٔ لالجین باشد.
لاجین بکلغتنامه دهخدالاجین بک . [ ب َ ] (اِخ ) نام یکی از سرداران مقدّم قرلغان مقیم ماوراءالنهرکه با پسران یبغوخان از سمرقند بگریختند و بشکایت نزد ایل ارسلان خوارزمشاه آمدند و خوارز