لازستانلغتنامه دهخدالازستان . [ زِ ] (اِخ ) نام ولایتی در قسمت غربی قفقازیه کنار دریای سیاه . این سرزمین در ازمنه ٔ باستانی کلخید نام داشته و بعدها لازستان نام گرفته است . (ایران ب
لارستانلغتنامه دهخدالارستان . [ رِ ] (اِخ ) نام محلی در 193 هزارگزی گرمسار و 307 هزارگزی تهران میان هفتخوان و بنوار. و بدانجا ایستگاه راه آهن باشد.
لارستانلغتنامه دهخدالارستان . [ رِ ] (اِخ ) نام ناحیه ٔ وسیعی متصل به خلیج فارس ولی چون مطابق تقسیمات حکومتی بنادر فارس حکومتی جداگانه دارد قسمت جنوبی لارستان جزء بنادر ذکر میشود.
لالستانلغتنامه دهخدالالستان . [ ل َ ] (اِ مرکب ) لاله ستان . رجوع به لاله ستان شود : گر روا باشد که لالستان بود بر زاد سروبر مه روشن روا باشد که مشک افشان بود. معزی .باغ و لالستان
باطونلغتنامه دهخداباطون . (اِخ ) قصبه ٔ ناحیه ٔ لازستان در ولایت طرابزون (نزدیک دریای سیاه )، از نظر موقعیت جغرافیایی و استحکام طبیعی بسیار ممتازست ، در حدود 2000 سکنه از مسلمانا
اجارتینلغتنامه دهخدااجارتین . [ اِ رَ ت َ ] (اِخ ) حوزه ٔ قضائیه ٔ سنجاق لازستان . مرکز لواء آن باتوم . سابقاً جزو مملکت عثمانی و سپس در جزو متصرفات روسیه درآمد و این حوزه ٔ قضائیه
کلخیدلغتنامه دهخداکلخید. [ ک ُ ] (اِخ ) ولایتی بوده است در قسمت غربی قفقازیه در کنار دریای سیاه .لازستان قرون بعد. (از تاریخ ایران باستان ج 1 ص 831).گرجستان غربی امروز. (تاریخ ای
ارخوهلغتنامه دهخداارخوه . [ اَ ] (اِخ ) آرخوه . قصبه ایست کوچک در قضای خوپه ، از ولایت لازستان در 4 هزارگزی جنوب غربی خوپه بساحل دریا، در دهانه ٔ نهری کوچک . مردم این ناحیه سلحشو
اردشانلغتنامه دهخدااردشان . [اَ دَ ] (اِخ ) اردشین . قصبه و اسکله ٔ کوچکی است در قضای آتنه از سنجاق لازستان ولایت طربزون و در هفت هزارگزی شمال شرقی آتنه واقع است . (قاموس الاعلام