لاروسلغتنامه دهخدالاروس . (اِخ ) پیر. عالم نحوی و لغوی فرانسوی .مولد توسی (یُن ) (1817 - 1875 م .). لغت نامه ٔ بزرگ عمومی قرن نوزدهم (در پانزده جلد) از مؤلفات اوست .
لاریسلغتنامه دهخدالاریس . (اِخ ) نام شهری . گزنفون گوید کورش پس از جنگ با کرزوس و شکست دادن وی پس از عقد معاهده به دسته ای از سپاهیان سنگین اسلحه ٔ مصری که مردانه حرب و مقاومت کر
زولولغتنامه دهخدازولو.(اِخ ) مردمان سیاهپوست افریقای جنوبی . (از لاروس ). نام قبیله هایی است از «کفر» در افریقای جنوبی . (فرهنگ فارسی معین ). مردمی «بانتو»زبان از دسته ٔ نگونی ش