لاتونالغتنامه دهخدالاتونا. (اِخ ) نام غیب گوئی به مصر از مردم شهر بوت . هرودوت از این مرد در کتاب خویش سخن رانده است . (ایران باستان ج 1 ص 515).
لاترنکیرلغتنامه دهخدالاترنکیر. [ رُ ی ِ ] (اِخ ) نام کرسی بخش در ایالت «لو» از ولایت فیژاک . دارای 511 تن سکنه است .
لاتانیهلغتنامه دهخدالاتانیه . [ ی ِ ] (فرانسوی ، اِ) نام نوعی نخل که در مجمعالجزائر ماسکارنی ْ (در اقیانوس هند) روید و برای تزیین کاشته می شود.
لاتونالغتنامه دهخدالاتونا. (اِخ ) نام غیب گوئی به مصر از مردم شهر بوت . هرودوت از این مرد در کتاب خویش سخن رانده است . (ایران باستان ج 1 ص 515).