لابولهلغتنامه دهخدالابوله . [ ل ِ ] (اِخ ) ادوارد رُنه دو. نام روزنامه نویس و قاضی فرانسوی . مولد پاریس (1811-1883م .) مؤلف «کنت بلو».
ارتیادلغتنامه دهخداارتیاد. [ اِ ] (ع مص ) جُستن . (تاج المصادر بیهقی ). طلب کردن . (غیاث اللغات ): اذا بال احدکم فلیرتد لبوله ؛ ای لیطلب مکاناً لیناً او منحدراً.
تولیهلغتنامه دهخداتولیه . [ ت َ ] (ع مص ) شیفته گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (آنندراج ). || در وَلَه افکندن کسی را. (از اقرب الموارد). اندوهگین و سرگشته گردانیدن . (ا
اشرابلغتنامه دهخدااشراب . [ اِ ] (ع مص ) دروغ بربستن بر کسی .یقال : اشربتنی ما لم اَشْرَب ْ؛ یعنی بربستی بر من آنچه نکرده ام . (منتهی الارب ). اشرب بفلان ؛ کذب علیه . (اقرب الموا
ضروریلغتنامه دهخداضروری . [ ض َ ری ی / ری ] (از ع ، ص نسبی ) منسوب به ضرور. لابد. لابُدّمنه . ناچار. ناگزیر.لاعلاج . بایسته . دربایست . بایا. اندربای : چو نتوان به افلاک دست آختن
ارگریلغتنامه دهخداارگری . [ اَ گ ِ ] (اِخ ) سنجاق ارکری یکی از چهار سنجاقی است که ولایت یانیه را تشکیل میدهند و قطعه ای از طوسقه ستان میباشد و آن از طرف مغرب بدریای آدریاتیک یعنی