لاوفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= به لاو دادن به لاو دادن: (مصدر متعدی) [قدیمی] مفت از دست دادن چیزی؛ لو دادن.
لاولغتنامه دهخدالاو. (اِ) خاک سفیدی را گویند که آن را گلابه سازند و خانه را بدان سفید کنند. (برهان ). خاک سفیدی است که خانه بدان سپید کنند و غالب مردم در ایام بهار خانه های خود
لاولغتنامه دهخدالاو. (اِ) لو.- به لاو دادن ؛ لو دادن . بمفت از چنگ دادن : دریغا خان و مان و فرزندان خویش به لاو دادیم . (اسکندرنامه نسخه ٔ خطی آقای نفیسی ). گفت ملک و پادشاهی
لْيُؤَدِّفرهنگ واژگان قرآنبايد كه ادا کند - باید که باز گرداند(در اصل "لِيُؤَدِّ "(صيغه امر غائب بوده )كه با اضافه شدن واو براي سهولت لام ساكن شده است و از طرفي دال آن نيز به دليل تقارن
لْيُؤْمِنفرهنگ واژگان قرآنبايد كه ایمان بیاورد(در اصل "لِيُؤْمِن"(صيغه امر غائب بوده )كه با اضافه شدن واو یا فا براي سهولت لام ساكن شده است )
لْيُؤْمِنُواْفرهنگ واژگان قرآنبايد كه ایمان بیاورند(در اصل "لِيُؤْمِنُواْ "(صيغه امر غائب بوده )كه با اضافه شدن واو براي سهولت لام ساكن شده است )
لْيُوفُواْفرهنگ واژگان قرآنبايد كه وفا كنند (تركيب لـِ با فعل مضارع نيز فعل امر مي سازد و چنانچه قبل از آن حروف ربط "وَ" ،"ثُمَّ" يا "فـَ" بيايد ، اين لام ساكن مي شود مثل "وَلْيُوفُواْ")