لاَّلیلغتنامه دهخدالاَّلی . [ ل َ ] (اِخ ) از شعرا و قضات عثمانی در قرن دهم هجری از سنجاق ساروخان . وی از محضر درس کمال پاشازاده ٔ مشهور استفاده کرده است . این مقطع او راست :خیال
لاَّلیلغتنامه دهخدالاَّلی . [ ل َ ] (ع اِ) ج ِ لؤلؤ. (منتهی الارب ) : آورد لاَّلی به جوال و بعبایه از ساحل دریا چو حمالان به کتف سار. منوچهری .گهی لاَّلی پاشد همی ّ و گه کافورگه
لالیلغتنامه دهخدالالی . (اِخ ) اسمش میرخرد برادر میرکلان سبزواری است . فاضل خوش طبعی بوده و این دو شعر از او است :به این شادم که باشد یار سرگرم جفای من که یادی میدهد از اعتمادش
لالیلغتنامه دهخدالالی . (اِخ ) حسن بیگ . از شعرای ایران و از مردم همدان . وفات به سال 1002 هَ . ق . این بیت او راست :مرا ز بستر هجران سر جدائی نیست بجز خیال تو با غیر آشنائی نیس
لالیلغتنامه دهخدالالی . (اِخ ) دهی از دهستان بخش قلعه زراس شهرستان اهوازواقع در 44 هزارگزی شمال قلعه ٔ زراس دارای 220 تن سکنه ٔ شیعه فارسی زبان . محصول آنجا غلات . شغل اهالی زرا
قاریلغتنامه دهخداقاری . (اِخ ) خراسانی . ابوالقاسم خراسانی مشهدی ، معروف به قاری و مقیم شیراز. از مشاهیر قراء عهد شاه عباس ثانی (1052 - 1078 هَ . ق .) و ناظم نظم اللئالی مشهور ا
قاسملغتنامه دهخداقاسم . [ س ِ ] (اِخ ) ابن عیسی بن ادریس بن معقل ، مکنی به ابودلف و مشهور به عجلی از خاندان بنی عجل بن لجیم . بزرگ خاندان خود و امیر کرخ و یکی از بزرگان بود.رجوع
ابن ابی جمهورلغتنامه دهخداابن ابی جمهور. [ اِ ن ُ اَ ج ُ ] (اِخ ) محمدبن زین الدین علی بن ابراهیم احسائی . از علمای شیعه در قرن نهم هجری . مولد او شهر احسا. او علوم مختلفه آموخت وبه عراق
پیرجماللغتنامه دهخداپیرجمال . [ ج َ ] (اِخ ) مولانا پیرجمال . یکی از مشاهیرشعرای ایران است و از اهالی اردستان نزدیک به اصفهان بود، و سمت مریدی پیر مرتضی علی را داشته و در حلقه ٔ صا
قاریلغتنامه دهخداقاری . (اِخ ) محمدبن محمدبن علی بن یوسف یا محمدبن محمدبن محمدبن محمدبن علی بن یوسف شافعی جزری دمشقی ، ملقب به شمس الدین و مکنی به ابوالخیر و معروف به ابن جزری ع