استكان لدیکشنری عربی به فارسیتن در داد به , تسليم شد , زير بار رفت , را پذيرفت , را بر خود هموار كرد , فروتنى كرد نسبت به
استكانةدیکشنری عربی به فارسیتن در دادن , تسليم شدن , زير بار رفتن , خاضع شدن , برخود هموار كردن , فرمانبردارى خاضعانه , به دوش گرفتن , فروتنى كردن , تواضع كردن
سوکلانواژهنامه آزادسوكِلان (تلفظ با با تشديد ك ) / ريشه ي آن از سوك زدن است و با ابرازي (ميخ طويله يا چوب نوك تيز) گويند كه با آن بر حيوان چهار پا ميزنند براي تحريك حيوان به سريعت