کیغاللغتنامه دهخداکیغال . (ص ) جماشی بود. آن که پنهانک دوست را بیند گویند کیغالکی کرد. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 330). رجوع به کنغال و کنغالگی شود.
کیقاللغتنامه دهخداکیقال . (اِخ ) دهی از دهستان اوزومدل است که در بخش ورزقان شهرستان اهر واقع است و 399 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).