shearsدیکشنری انگلیسی به فارسیقیچی، ماشین برش، چیدن مو، اسباب برش قیچی، چیدن پشم گوسفند و غیره، قیچی کردن، بریدن، شکاف دادن
بریدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. قطع کردن، قطع ≠ پیوند دادن ۲. گسستن، گسیختن ≠ پیوستن ۳. اره کردن، قیچی کردن، برش دادن، چیدن ۴. دریدن، شکافتن، ۵. برش دادن ۶. جدا شدن، قطع رابطه کردن ≠ پیوستن