قینالغتنامه دهخداقینا. (اِ) بر وزن مینا، نوعی از بقلةالحمقاست که به فارسی خرفه گویند. (برهان ) . || بیخی است طبی که در هندوستان روید. (فرهنگ فارسی معین ).
غینالغتنامه دهخداغینا. [ غ َ ] (اِخ ) قله ای است در بالای کوه ثبیر که مشرف بر مکه است . باهلی گوید: غینا ثبیر، قله ٔ ثبیر است و آن را غینا (بی همزه ) مینامند و آن سنگی قبه وار ا
قیناباریلغتنامه دهخداقیناباری . [ ] (معرب ، اِ) از یونانی کیناباری . به معنی زنجفر است . قینابار. قیناری . قیناماری . قینامار. (فهرست مخزن الادویه ). زنجفر عملی ، زنجفر مصنوعی . و آ
قیناباریلغتنامه دهخداقیناباری . [ ] (معرب ، اِ) از یونانی کیناباری . به معنی زنجفر است . قینابار. قیناری . قیناماری . قینامار. (فهرست مخزن الادویه ). زنجفر عملی ، زنجفر مصنوعی . و آ