قیسوندلغتنامه دهخداقیسوند. [ ق َ ی ْ س ْ وَ ] (اِخ ) دهی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاهان ، سکنه ٔ آن 80 تن . آب آن از سراب قره دانه می باشد. محصول آن غلات ، چغندرقند، صیفی ،
قیسوندلغتنامه دهخداقیسوند. [ ق َی ْس ْ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان ، سکنه ٔ آن 280 تن . آب آن از چشمه می باشد. محصول آن غلات ، میوه جات ، لبن
قیسوندلغتنامه دهخداقیسوند. [ق َی ْس ْ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان 1 بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان ، سکنه ٔ آن 301 تن . آب آن از رودخانه ٔ پریوه می باشد. محصول آن غلات ، پنبه ، حب
قیسونلغتنامه دهخداقیسون . [ ق َ ] (ع اِ) ج ِ قیس . (معجم البلدان ). || مشک چوپان . (فرهنگ فارسی معین ).
قیوندلغتنامه دهخداقیوند. [ وَ ] (اِ) بر وزن ، ریوند، بمعنی قاوند است که پیه قاوندی باشد و آن روغنی باشد منجمد که از دانه گیرند، مانند فندق . درد پشت و سرفه ٔ کهنه را که ماده ٔ آن
الیاسوندلغتنامه دهخداالیاسوند. [ اِل ْیاس ْ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان یک بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان واقع در 11 هزارگزی جنوب باختری هرسین و 3 هزارگزی جنوب شوسه ٔ هرسین به کرمان
قیسونلغتنامه دهخداقیسون . [ ق َ ] (ع اِ) ج ِ قیس . (معجم البلدان ). || مشک چوپان . (فرهنگ فارسی معین ).
قیوندلغتنامه دهخداقیوند. [ وَ ] (اِ) بر وزن ، ریوند، بمعنی قاوند است که پیه قاوندی باشد و آن روغنی باشد منجمد که از دانه گیرند، مانند فندق . درد پشت و سرفه ٔ کهنه را که ماده ٔ آن
پیه قاوندیلغتنامه دهخداپیه قاوندی . [ هَِ وَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) پیه قیوندی . شحم قاوندی . چیزی باشد مانند پیه بسته شده و آن روغنی باشد منجمد شده که از دانه ای گیرند مانند فندق